يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

49

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

رطوبتست رباعيه دندان ترا رسد چو تشويش زدود * نوميد مباش از شفابخش و دود ما هر چه بود ز دود ساقط گردد * پيه بز و تخم كند ناميكن دود استرخاء اللثه استرخاء اللثه يعنى سست شدن كوشت پنج دندان چون از رطوبت خون بود علامتش رطوبت دهان و سرخى زبان و بزركى نبض و ساير علامات غلبه خونست رباعيه از سستى لثه هركه شد حالش بد * بدحالى او تا كه نكردد ممتد بايد كه بكوبد كل و كلنار و از ان * هر شب قدرى بر بن دندان پاشد لثه دامسه لثه دامسه كه خلاصه معنيش خون رفتن از كوشت پنج دندانست تولد اين علت از كثرت رطوبتست رباعيه چون لثه داميه شود عارض مرد * از بهتر سنون بدست بايد آورد عفص و عدس و اقاقيا و كندر * كلنار شب يمانى و بزر الورد سنون داروى دندانست و عفص مازد و شب يمانى نرمه بلور و بزر الورد تخم كل ورم اللثه ورم اللثه يعنى اماس كوشت پنج دندان علامتش درد موى درد و شيرينى دهانست و در صفراوى سوزش و تيرك زدن و در بلغمى سفيدى و نرمى آماس و در سوداوى سياهى و محكمى آن رباعيه آن را كه ز خون شد ورم لثه پديد كررك نزند بسى الم خواهد ديد و ان لحظه كه باشد سببش خلط دكر خواهد ز دواى مسهلش نفع رسيد تاكل اللثه تاكل اللثه يعنى خورده شدن كوشت پنج دندان حدوث اين علت از ماده حاده خورنده است رباعيّه رباعيّه چون خورده شود لثه‌ات اى نيكو عهد * بشنو ز من و بهر طلا از سر جهد